یار، خوش چیزی است. زیرا که یار از خیال یار قوّت می گیرد و می بالد و حیات می گیرد. مجنون را خیال لیلی قوت می داد و غذا می شد. جاییکه خیال معشوق مجازی را این قوت و تأثیر باشد، یار حقیقی را چه عجب می داری؟ خیال او در صور و غیبت چه جای خیال است. آن خود جان حقیقت هاست، آن را خیال نگویند.(مکتوبات)
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
هر جا که باشی و در هر حال که باشی، جهد کن تا محبّ باشی و عاشق باشی. چون محبت ملک تو شد، همیشه محب باشی،در گور و در حشر و در بهشت.(فیه ما فیه)
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
عیسی علیه السلام بسیار خندیدی، یحیی علیه السلام بسیار گریستی. یحیی به عیسی گفت که: تو از مکرهای دقیق قوی ایمن شدی که چنین می خندی؟ عیسی گفت که: تو از عنایت ها و لطف های دقیق لطیف غریب حق، غافل شدی که چندین می گریی؟ ولیی از اولیاء حق در این ماجرا حاضر بود از حق پرسید: از این هر دو که را مقام عالی تر است؟ جواب گفت که: أحسنهم بی ظنّاً یعنی أنا عند ظنّ عبدی بی، من آنجا ام که ظنّ بنده ی من است، به هر بنده ای مرا خیالی است و صورتی است، هر چه او مرا خیال کند، من آنجا باشم.
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
در محفل خود راه مده همچو منی را
افسرده دل افسرده کند انجمنی را
ما افسرده دلان ساکن کوی غم و دردیم
در عشق شکست خورده ولی توبه نکردیم
پاییز شد و برگ دلم رو به خزان است
افسردگیش در دل عشاق عیان است
در محفل شادان نبود جای غریبان
غم بود رفیقم بخدا عین طبیبان
افسرده دلان را تو مکن دور از این پس
آنرا که دل افسره بود دادرسی هست
بی شک همگان در گرو یار نشستیم
اما دل افسرده دلان را نشكستیم
برچسب:
نویسنده: سام شاکری
برچسب:
نویسنده: سام شاکری